زندگی پر از عشق منو شوشوزندگی پر از عشق منو شوشو، تا این لحظه: 18 سال و 11 ماه سن داره

داستان شیرین یک عشق

دل من چی می خواد

        سلام  سلام ما امدیییییییییییییییم یهوووووووووووووووووو خوبی جیگر طلااااااااااااااا   بالاخره من بعد ٣ ٤ روز برگشتم سر کار خوب مامی جون میدونی که رفته بودیم شمال کلی  خوش گذشتتتتتتتتت و من به جهت پرخوری حسابی چاق شدم م م م م م م. هوای خوبی داشت شمال ولی حیف که زود تموم شد اما عیب نداره انشاالله زودی برمی گردیم و دوباره خوش میگذرونیم دلمون برا دوست جونامونم تنگ شده بود کلییییییییییییی بووووووووووووووووس ممنون که وقتی ما نیستسم به وبلاگمون سر میزنید می سیییییییییییییییییی.چند وقتیه می خوام از یه چیزی برات بنویسم    همیشه فکر می کنم اگه این حرفارو برا...
28 شهريور 1391

29مهر

سلام به قند عسل خودم خوبی مامی جونممممممم ؟؟؟؟ جونم برات بگه که مامی از دست خودم عصبانی ام .کلی عکس ریخته بودم تو فلشم که بیارم اینجا برات بزارم اما یادم رفت همون عکس تولد بابا حمید که  قولشو داده بودمممممممممممممم .یادم رفتتتتتتتتتت. میبینی تو رو خدا چه مامان حواس پرتی داری؟؟؟؟ دیگه برات  از ٢ روز گذشته بگم که 5 شنبه من مجبور شدم کمی دیر تر برم خونه وقتی هم که رسیدم خیلی خسته بودم توراه که داشتم میرفتم خونه به بابا زنگ زدم داشت می رفت سر کلاسش و طبق معمول وقتی برا من نداشتتتتتت  بهم گفت 2 ساعت دیگه بهم زنگ میزنه نشون به اون نشون که تا ساعت 9 شب خبری ازش نشد ساعت 9 شب هم با کلی خستگی بهم زنگ زد ...
28 شهريور 1391

این روز ها

    سلام گل خوشگلم ، عزیز دلم ، قند عسلم چند روزی وقن نکردم به وبت سر بزنم برات بنویسم از بس که این زندگی آدمو درگیر میکنه مامی جون هوا هم که حسابی سرد شده و بارونی . راستش مامانی من رفتم سر کار جدیدم که نسبت به قبلی هم خیلی سخت تره و هم کار پر استرسیه همون بانک که گفته بودم از ساعت 6 صبح بیدار می شم و تا تا 4 عصر سر کار هستم وقتی میرسم خونه  خیلی خسته هستم عزیزکم ،ولی کم کم باید به فکر درسامم باشم سال پیش همین موقع ها من کلی تو درس و مشق جلو افتاده بودم ولی تا الان هیچی درس نخوندم باورت میشه مامانی این قدر تنبل شدههههههههههههههههه باید سریع جبرانش کنم به خاطر شرایط کاری جد...
28 شهريور 1391

سلام به بچه های گلم

از این که نمیتونم زیاد بهتون سر بزنم واقعا معذرت می خوام خوب بابایی سرش شلوغه  مامان خوب میدونه. یه کم تحمل کنید قول میدم خوشحالتون کنم خوب برای دیگه همه سعی و تلاشم برای شماست. به مامان هم تبریک میگم بابات کاری که دنبالش بود و بالاخره به آرزوش رسید البته با پارتی. خوب دیگه پارتی شما هم خود باباست نگران نباشید. فقط حواستون به مامان باشه گل پسر من که نیستم مرد خونه ای یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوب دیگه مواظب خودتون باشید. دوستون دارم بابا حمیدرضا
28 شهريور 1391

خاطرات اين چند روز

سلام قلبم سلام جونم چه طوري عسل منننننننننننننن؟من و بابا كه خوب خوبيم ديروز و پريروز باهم بوديم جاي شما خالي بود عزيز دلم منم كه ميرم سر كارو برميگردم  ديروز هم رفته بوديم با بابايي دنبال خونه  گشتيم ولي بابايي ترجيه ميده يك سال صبر كنيم پس انداز هامون كه بيشتر شد يه خونه بخريم البته من معتقدم تا امدن شما حتما" بايد صاحب خونه بشيم چند روزي هست كه فكر خريد خونه ذهنمو مشغول كرده توكلمون به خداست انشاالله كه جور ميشه . 2 شنبه شب من و بابا ميريم شمال انشاالله كه خوش بگذره ه ه ه ه ه ه ه ه ولي 5 شنبه من نوبت دندون پزشكي دارم  مامان جون مي خوام دندونمو عمل كنمممممممممممم خيلي دردش زياده خدا بخير كنه. خوب عزيز دل مامان من تو ...
28 شهريور 1391

حرف های چند روزی که نبودم

    سلام نفس مامان  خوبی؟ فکر کنم 2 هفته ای میشه چیزی تو وبت نزاشتم دقیقا" همون جمعه ای که شمال بودیم  حالا با کلی حرف آمدم اول اینکه الان پیش بابایی هستم و بابا جونت سخت مشغول درس خوندنه و اصلا" ما رو تحویل نمیگیره حالا فکر کن تا 25  فروردین اگه بخواد این جوری درس بخونه چی میشه... این هفته هم که تاسوعا و عاشورا رو در پیش داریم و من دلیل نداشتن مرخصی و بابا به دلیل داشتن درس موافق به رفتنمون به شمال نیست و من از این بابت کلی دلم گرفتههههههههههههه چون من حتی اون سال هایی که تو تبریز بودم برا این دو روز برنامه میریختم و میرفتم خونمون هم به دلیل اینکه تنهایی دلتنگ نشم و هم به دلیل اینکه از نذری های این دو روز...
28 شهريور 1391

احوالات ماماني

پرنده كوچولوي من امروز خيلي زود تر از اونچه كه فكرشو بكني آمدم پيشت . يه دلتنگي عجيب ،كلي حرف نگفته و حس غريبي... عزيز دل من بد جوري احساس خستگي مي كنم... و خودم ميدونم كه اين خستگي بيشتر از هرچيزي مربوط به كارم ميشه شايد واقعا" براي اين كار ساخته نشدم ، گاهي تصميم ميگيرم كلا" بي خيال همه چيز شمو كارمو بزارم كنار از يه طرف احساس مي كنم اين جوري به حميد عزيزم كلي فشار مياد وقتي اون به خاطر من اين همه سختي رو تحمل كرده منم وظيفمه تحمل كنم خوب زندگي و دوست داشتن كه فقط گفتن اين جمله نيست بايد تو عمل ثابت كني و سعي كني تو زندگي همه جوره پشتيبان همسرت باشي بابا حميد كه تا الان چيزي برام كم نذاشته و حالا نوبت منه .الان كه برات مي نوشتم دوست و همك...
28 شهريور 1391

تقدیم به همسر عزیزم که عاشقانه دوستش دارم

متنت را بارها و بارها خواندم شاید تنها چیزی که میتونستم بهت بگم شرمندگی هست که نمی تونم  اونجوری که باید بهت برسم . میدونم سختته ،میدونم کارت هم سخته ،ولی یکمی تحمل کن یادت باشه هیچ چیز با ارزشی به راحتی بدست  نمیاد. باید کار کرد ،باید زندگی کرد و باید در برابر هر سختی خدا رو شکر کرد. عزیزم خودت میدونی چقدر دارم تلاش میکنم که برات آسایش و راحتی بیارم و میدونی به خاطر این شب و روز کار میکنم پس یه کم تحمل کن . بهت قول دادم زندگیمون اونجوری  که دوست داری  بشه .راستی به چیزایی که الان داری فکر کردی؟ تا ٤ ماه پیش خدا این قدربهت داده بود ؟ پس شاکر باش و تلاشتو زیاد کن. قربانت حمید رضا فردا ١٧ بهم...
28 شهريور 1391

عكس بابا

سلام به موشموشك خودمممممممممم خوبي عقش مننننننننننننننننن؟؟؟؟ اين روز ها مامان دنبال يه بهونه مي گردم كه بيام تو وبت بنويسما خوب يكي يدونمي ديگه چه ميشه كرد؟؟برات بگم كه ديروز ولنتاين بود!!! حتما" وقتي اينو بخوني از خودت مي پرسي ولنتاين ديگه چي چيه؟؟ راستش با ينكه من بار ها بارها ار دوستام پرسيدم ولنتاين چه روزيه اون ها هم صد بار بهم گفتند يادم نمونده ولي مي دونم يه مناسبتي هست براي مسيحي ها كه اسم اين روز رو روز عشق گذاشتندوتو اين روز به هركسي كه دوستش  دارند هديه مي دهند حالا ما چه جوري قاطي اين مسئله شديم بماند ...به نظر من آدم بايد از بايد از هر موقعيتي براي هديه دادن و خوشحالي كردن استفاده كنه من كه هر وقت ميرم بيرون يه چ...
28 شهريور 1391