زندگی پر از عشق منو شوشوزندگی پر از عشق منو شوشو، تا این لحظه: 18 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره

داستان شیرین یک عشق

نگرانی من و بابا

1391/8/6 22:09
نویسنده : مامان و بابا
856 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم چون به خودم قول دادم از همه خاطراتمون بنویسم دلم نیومد از این اتفاق چیزی ننویسم چون می دونم  بعد از سال های دور خوندنش برای خودم خیلی جالب خواهد بود . افکار بچگانه و شاید گاهی احمقانه..........

کوچولوی من 5 شنبه که با بابا رفتیم بیرون  من تو کتاب فروشی یه کتاب تعیین جنسیت دیدم و از بابا خواستم که بخریمش شب تا رسیدیم خونه من تند تند شروع کردم به خوندنش مطالبش برام جالب بود واز اون جایی که به مسائل پزشکی علاقه مندم با شوق و ذوق دنبالش می کردم.

فرداش یهو به سرم زد که برم تقویمو نگاه کنم ببینم کی وقت امدن خاله پریه ولی دیدم که از وقتش گذشته و خبری نیست خیلی جا خوردم و ترسیدم دلم نمی خواست از آمدنت غافلگیر بشم نگران شدم و به بابا گفتم ولی بهم اطمینان داد که چیزی نیست منم سعی کردم به روی خودم نیارم.(ولی خودمونیم بابا خیلی خیلی کمتر از من نگران شدددددددد)

وتا امروز دیدم که باز از خاله پری خبری نشده نگران شدم خیلی زیاااااااااااااد قضیه رو با خاله مهدیه  در میون گذاشتم و تصمیم گرفتم که از بابا بخوام امشب برام بی بی چک بیاره که امتحان کردم و نتیجه اش منفی شد ولی هنوز از خاله پری خبری نیست.

نمیگم نمی خوام بیای ولی دلمم نمی خواد این مدلی غافلگیر بشمممممممم ولی کلا معتقدم که هر زمان خدا صلاح دونست تو رو بهمون هدیه میده و من با آغوش باز تورو می پذیرم دلبندم.

از همین الان تصمیم گرفتم که مراقب همه چیز باشم که اگه یه وقتی متوجه شدم داری میای کاملا برات امده باشم و نخوام تو رو قربانی خواسته های خودم بکنم.

مطمئن باش مامان جون دوست دارم و همه فکر های احمقانه رو از همین الان میریزم دوووووووووووووووور.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

دخترم عشق من
7 آبان 91 13:01
عزیزم چند روز دیگه هم دوباره تست کن .ایشالله که نتیجه مثبت باشه .مواظب خودت باش خانمی..
zhila
8 آبان 91 14:37
ایشالله که هر وقت خودت دوست داشتی نی ینت بیاد تو دلت عزیزم
مامان صفا
8 آبان 91 22:30
ای شیطون
مامان ترنم کوچولو
22 آبان 91 14:40